عشایر

عشایر ایران

تشدید شکاف آمریکا و رژیم اسرائیل درباره ایران

روزنامه وال استریت ژورنال در گزارشی با اشاره به موضع گیری مشاور امنیت ملی رئیس جمهور آمریکا تاکید کرد که این موضع‌گیری نشان دهنده رشد شکاف‌ میان واشنگتن و تل‌آویو درباره ایران است.

به گزارش فارس، روزنامه وال استریت ژورنال در گزارشی با اشاره به موضع گیری سوزان رایس مشاور امنیت ملی رئیس جمهور آمریکا درباره سخنرانی بنیامین نتانیاهو نخست وزیر رژیم صهیونیستی در کنگره بدون هماهنگی با کاخ سفید تاکید کرد که این موضع‌گیری نشان دهنده رشد شکاف‌ میان واشنگتن و تل‌آویو درباره ایران است.

خانم رایس روز گذشته در گفت‌وگویی تلویزیونی سخنرانی  نتانیاهو در کنگره درباره برنامه هسته‌ای ایران را برای رابطه آمریکا و اسرائیل مضر دانست.

وی با اشاره به اینکه سخنرانی نتانیاهو در کنگره باعث تزریق منافع حزبی به رابطه‌ای میان دو طرف می‌شود، گفت: این سخنرانی برای ماهیت رابطه ما مخرب است. این رابطه همیشه فراحزبی بوده است. باید آن را همین‌طور نگاه داریم.

تنش‌های ادعای بین واشنگتن و تل‌آویو از زمانی بالا گرفته که نتانیاهو دعوت رهبران جمهوری‌خواه برای سخنرانی در کنگره را قبول کرد. این دعوت بدون هماهنگی با کاخ سفید صورت گرفته بود و به همین دلیل دولت آمریکا آن را نقض موازین دیپلماتیک توصیف کرد.


به نقل از تابناک
برچسب‌ها: تشدید شکاف آمریکا و رژیم اسرائیل درباره ایران
+ نوشته شده در  پنجشنبه ۷ اسفند۱۳۹۳ساعت   توسط مدیر  | 

وضعيت قيمت ملك در اطراف تهران

عده اندکی از سازنده‌ها در بازار مسکن حاشیه تهران سعی دارند تا با تبليغات درباره پروژه‌های مسکونی ایده‌آل، متقاضیان بازار مسکن در داخل تهران را به‌منظور سکونت در اطراف تهران به‌عنوان «مصرف‌کننده» یا «سرمایه‌گذار» دعوت کنند.

به گزارش دنیای اقتصاد، امکانات تفریحی و امنیتی از یکسو و همچنین تعیین شرایط پرداخت مبلغ خرید به‌طور اقساطی از دلایل اصلی موفقیت برخی از این پروژه‌های مسکونی است.

در همین حال یک مجتمع مسکونی که در نزدیکی فاز یک شهرک اندیشه در حال تکمیل ساخت‌و‌ساز است، از سوی مسوولان فروش این پروژه، به بازار فروش معرفی شده است که ارزش پیشنهادی هر متر مربع این واحدها بین یک میلیون و 420هزار تومان تا یک میلیون و 490 هزار تومان برآورد شده است. مجتمع مسکونی مذکور دارای 6 طبقه و هر طبقه از 24واحد مسکونی در چند بلوك برخوردار است.

متراژ واحدها برای جلب نظر هر خریداری از لحاظ قدرت مالی بین 58 تا 145 متر مربع یعنی 58، 62، 70، 88، 120 و 145 متر مربع است.

بازه قیمتی که برای هر متر از این واحدها در نظر گرفته شده به این شرح است: واحدهای 58 و 62 متری یک میلیون و 490هزار تومان، واحدهای 70 و 88 متری یک میلیون و 455 هزار تومان و در آخر واحدهای 120 و 145 متری یک میلیون و 420 هزار تومان.

طبق گفته نماینده فروش واحدهای این مجتمع مسکونی، قیمت‌های پیشنهادی فروش اعلام شده مربوط به واحدهای طبقات اول است که با افزايش هر طبقه، به قیمت پیشنهادی فروش واحدها، 25 درصد اضافه می‌شود.
اولین مرحله واگذاری واحدها، تابستان سال آینده پیش‌بینی شده است.

برای مثال: خریدار واحد 70 متری که قیمت پیشنهادی فروش آن برای هر متر مربع یک میلیون و 455 هزار تومان عنوان شده است باید 24 میلیون تومان را در ابتدای قرارداد و 4 قسط 8 میلیون تومانی را در ازای هر 45 روز (یک ماه و نیم) و 10 میلیون و 800 هزار تومان را در زمان تحویل واحد پرداخت کند و ناگفته نماند که کلیه واحدها از 35 میلیون تومان وام خرید هم بهره‌مند هستند.
مرحله بعدی واگذاری تعدادی از واحدها برای سال 95 در نظر گرفته شده است که شرایط خرید برای متقاضیان همچون خریداران دسته اول است، با این تفاوت که متقاضیانی که واحدهای خود را در سال 95 تحویل خواهند گرفت، اقساط خود را در مدت 105 روز (3 ماه و نیم) پرداخت می‌کنند.

امکانات رفاهی و امنیتی این مجتمع مسکونی عبارتند از: دو سالن ورزشی (استخر، سونا، جکوزی و ایروبیک)، سالن همایش، 6000 متر مربع محوطه‌سازی و فضای سبز، نگهبانی به همراه دوربین مداربسته در مشاعات، نمای کلاسیک با نورپردازی حرفه‌ای.

از طرف دیگر همه واحدها از پارکینگ و انباری برخوردار هستند اما متقاضیان برای پارکینگ‌ها باید مبلغ 5 میلیون تومان به طور اجباری پرداخت کنند؛ زیرا پارکینگ در سند واحدها ذکر شده است، اما خرید انباری اختیاری است که 2 میلیون تومان ارزش هر انباری است.


به نقل از تابناک
برچسب‌ها: وضعيت قيمت ملك در اطراف تهران
+ نوشته شده در  پنجشنبه ۷ اسفند۱۳۹۳ساعت   توسط مدیر  | 

نقش‌های صادق طباطبایی در تحولات انقلاب

روزی که بختیار در گوشه‏‌ای از تهران حاضر شده بود که آهن گداخته را از دست شاه ایران بگیرد و در جست‌وجوی نام، شمشیر در هوا بچرخاند و حلقه معتمدی برای نجات سلطنت تشکیل دهد؛ شاید نمی‌دانست تا فرود هواپیمای«حلقه پاریس» یا بازگشتگان از نوفل‎لوشاتو و «سازندگان حکومتی جدید»، به‌همراه رهبر انقلاب، بر زمین تهران، ١٧روز بیشتر باقی‌نمانده. 

به گزارش شرق، ٢٣دی‏ماه ١٣٥٧، نخستین‌روز نخست‎وزیری بختیار در دوران آشوب بود و پرواز انقلاب، روز ١٢بهمن در فرودگاه مهرآباد بر زمین نشست و در کنار مسافر اصلی آن-امام خمینی- سیداحمد خمینی که بعدها طباطبایی به نقش فراموش‌شده او در انقلاب اشاره می‌کند، سیدصادق طباطبایی، ابراهیم یزدی، صادق قطب‏‌زاده، ابوالحسن بنی‏‌صدر، حسن حبیبی، جلال‌‏الدین فارسی، مصطفی چمران و... همراه بودند. چندنفری که بعدها در صف نامزد اولین رییس‌جمهوری ایران قرار گرفتند؛ اگرچه بعضی از این مسافران، در آینده سیاسی خود بی‌‏شباهت به یکدیگر بودند و تا حد زیادی از هم دور. 

اما در این میان، عده‏‌ای چون طباطبایی چندان شور و هیجانی برای جلب‌توجه به‌کار نبرده‏ بودند؛ اگرچه در اولین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری، او یکی از ٩٦نامزد انتخابات ریاست‌جمهوری بود که ٥٠هزار رای در صندوق داشت؛ رایی که شاید مردم عادی به‌دلیل ظاهر متفاوت صادق، سهمی هرچند نامشخص در آن داشتند. جدای از او ابوالحسن بنی‌صدر، احمد مدنی، داریوش فروهر، صادق قطب‌زاده، حسن حبیبی، کاظم سامی، حسن آیت، صادق خلخالی، محمد مکری، صفرعلی خلیلی، ازجمله نامزدهای اولین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری در ایران بودند. 

طباطبایی بعد از مشخص‌شدن نتایج آرای اولین انتخابات ریاست‌جمهوری در ایران و غروب دولت موقت، مسیر دیگری را در سیاست پیش می‏گیرد؛ او از سپهر سیاسی ایران تا زمان جنگ ایران و عراق دور می‎شود و فعالیت سیاسی و اجرایی را کنار می‌گذارد. او به ماهنامه «اندیشه پویا» می‏‌گوید: «خیلی توی ذوقم خورده بود. آنچه را سر مهندس بازرگان آمد. شیوه اداره کشور بعد از دولت موقت با سازوکار مدیریتی ما سازگار نبود.» او همیشه به مهندس بازرگان احترام می‏‌گذاشت و گاه با بازرگان قیاس می‌شد. طباطبایی در جلد اول خاطرات خود از دیدارش در سال١٣٤٧، با دکتر بهشتی در هامبورگ می‏‌نویسد که آیت‌الله بهشتی به او می‏‌گوید «ما در کشورمان به چهره‌هایی نظیر مهندس بازرگان نیاز داریم که با علوم و فنون روز آشنا باشند و از نظر عقیدتی پخته باشند، این استعداد را من در شما می‏‌بینم و دلم می‌خواهد شما را مهندس بازرگان دوم ببینم.» بالاخره بعد از ٢٧٥روز با غروب دولت موقت، زمان عزلت‏‌گزینی از سپهر سیاسی برای طباطبایی نیز فرا رسیده بود. 

 فرود هواپیمای انقلاب

بالاخره پرواز انقلاب بر زمین تهران فرود آمد؛ پروازی مهم و سرنوشت‌‏ساز. صادق طباطبایی درباره این پرواز می‌‏نویسد: «وقتی هواپیما به پرواز درآمد، در دل همه ما شور و ولوله عجیبی بود. بعضی‌ها سال‌ها بود به ایران نیامده بودند و من دوازده‌سال بود که از ایران دور بودم. در هواپیما جنب‏‌وجوش خاصی بود.» اما امام آرام بود. برای همین وقتی آقای محتشمی به قسمت بالای هواپیما، محل استراحت امام، آمد و یادداشتی به امام داد و گفت «نقل است که به هنگام دلهره و اضطراب این دعا خوانده شود و پایین رفت. بعد از رفتن ایشان، امام آن یاداشت را بدون آنکه به آن نگاه کنند، تاکرده و زیر پتوی خود گذاشته و نشان دادند که چقدر اضطراب و التهاب دارند؛» اضطرابی که در ذهن حاضران با استقبالی باشکوه از مسافران هواپیما به لحظات تاریخی و به‌یادماندنی‌ای بدل شد: «هیچ‌گاه فراموشم نمی‌شود. گویی فضا در ذهن من چیزی نبود که با چشم می‏دیدم، مثل یک رویا بود.» بعد از رسیدن پرواز انقلاب به تهران، طباطبایی با مینی‏‌بوس شماره٩، به‌همراه برادر کوچک‌ترش عبدالحسین، مهندس فریدون سحابی، دکترحسن حبیبی و چندنفر از دوستانش در حسینیه ارشاد به‌دنبال ماشین بلیزر-حامل امام- به‌سمت دانشگاه تهران می‌روند، اما در میان راه متوجه می‌شوند امام در بهشت‏زهرا سخنرانی می‌کنند و آنها از رفتن به بهشت‏زهرا در میان ازدحام جمعیت منصرف شده و به منزل برادر دیگر خود مرتضی می‌روند تا دیداری تازه کنند. 

در مسیر هدف

دکتر علی‏اکبر صادقی، استاد حقوق دانشگاه شهیدبهشتی در مقدمه خاطرات سیاسی، اجتماعی طباطبایی می‌‏نویسد: «باری نخستین‌فرزند از نخستین‌داماد و نخستین‌دختر مرحوم آیت‌الله صدر، پسری بود که بعدها عنوان نخستین‏های افتخارآمیز دیگری را هم در دانش و هنر و بسیاری از ارزش‌های انسانی حایز گردید. نسبتی که این نوباوه نوای خاندان صدر و سلطانی از پدران و اجداد ارجمند خود داشت، استعدادی شگرف در او گذاشته بود که از همان ابتدا در ناصیه‎اش درخشان و مشخص بود تا آن زمان که به سن آموزش رسید و در مدرسه باقریه قم ثبت‌نام شد. کلاس‌های دبستان را یکی پس از دیگری - و حتی دوکلاس در یک‌کلاس- و با سرآمدی بر همگنانش به پایان برد و به دبیرستان دین و دانش رفت که در همان سال توسط مرحوم دکتربهشتی تاسیس شده بود.» او در سال آخر از این‌دبیرستان به‌دلیل علاقه به رشته علوم‌طبیعی راهی دبیرستان حکمت می‌شود و بعدا برای ادامه‌تحصیل در رشته شیمی قصد سفر به آلمان می‌کند.  او در زمانی نزدیک به ٥٠سال حضور در سپهر سیاسی ایران به‌عنوان روحانی‏زاده، دانشجوی ایرانی، فعال سیاسی، بنیانگذار انجمن‌های اسلامی دانشجویان در اروپا، آمریکا و کانادا و دبیر روابط بین‌الملل آن سازمان، همکاری با فصلنامه ارگان «مکتب مبارز»، نشریه «قدس» و «کرامه» در دوران دانشجویی، همکاری با «کمیته فلسطین» انجمن اسلامی، عضو سابق نهضت آزادی ایران، رفیق ملی‏-مذهبی‏ها، روشنفکر انقلابی کلاسیک، مترجم کتاب‌های انتقادی نیل پستمن با عنوان«تکنوپولی» و «زندگی در عیش، مردن در خوشی» و معتمد امام و «محرم اسرار انقلاب» حضور مداوم دارد اما بدون جنجال. 

انتصاب مهندس بازرگان

اعلام نخست‏وزیری بازرگان و پایان‌گرفتن دوران ٣٧روزه بختیار فرا رسیده بود. مردم بختیار را یادگار وفادار مصدق ندیدند. اما بازرگان را دیدند، طباطبایی در جلد سوم خاطرات خود می‏نویسد: «یادم هست که عصر یکشنبه ١٥بهمن بود که آقای فریدون سحابی تماس گرفت و گفت فردا ناهار همه دوستان در منزل مهندس بازرگان جمع هستند. شما هم به آنجا بیایید. من و آقای حبیبی و آقایان قطب‏زاده و کریم‏پناهی رفتیم، حدود ٤٠‏، ٥٠نفر در آن جلسه بودند. کادرهای بالای نهضت آزادی و افرادی که در انقلاب صاحب چهره و نقش بودند. در این‌جلسه به افرادی برخوردم که برخلاف انتظار من دارای روحیه‏ای بسیار تند و انقلابی بودند، به‌طوری که به دفعات نگاه پرس‏وجوگر من، با دکتر حبیبی و دکترخداپناهی تلاقی می‌کرد.» قرار بود حکم انتصاب نخست‏وزیر همان‌روز در مدرسه رفاه به مهندس بازرگان ابلاغ شود. «اگرچه عده‏ای از کادر مرکزی نهضت آزادی موافق نبودند که آقای بازرگان ریاست دولت موقت را برعهده بگیرد. با این استدلال که الان شرایط بسیار پیچیده و بحرانی است. عده‏ای معتقد بودند که آقای مهندس بیشتر وقت خودش را صرف ارتقای فکری و سیاسی مجموعه جریانات جامعه کند. عده‏ای نیز دلیل مخالفت ورود نهضت آزادی را در کارهای اجرایی به گفته و نظر آیت‏الله طالقانی مستند می‌کردند.»

 طباطبایی در بخشی از خاطراتش می‏نویسد: «من علی‏رغم اینکه به نهضت آزادی سمپاتی داشتم اما خیلی راحت درباره آن اظهارنظر می‌کردم. در نجف وقتی با امام دیدار داشتم، در دیداری که نیمه‌دوم سال١٣٥٧ بود، بحث کشیده شد به مسایل ایران. من در آنجا گفتم دوستان ما در خارج از کشور، حتی آنهایی که با نهضت نزدیک هستند از آقای بازرگان گله‏مندند و بعضی از اظهارنظرهای ایشان را نمی‏پسندند. امام گفتند مساله آقای بازرگان را به من محول کنید. مبادا در انجمن‌ها به ایشان توهین بشود. ایشان بسیار مورد احترام قرار بگیرند و مورد اعتماد آقایان باشند و آن‌گله‌ها مساله‏ای نیست.» طباطبایی خود به مهندس بازرگان ارادت داشت و برای همین وقتی در نخستین سفر خارجی نخست‏وزیر به‏منظور شرکت در جشن استقلال الجزایر در پاسخ شوخی ای که گفته شد: «مهندس چگونه با این همه دشمن و مخالف تهران را رها کرده» او با صدای بلند پاسخ داد: «تا من هستم خیال مهندس بازرگان راحت است.» بعدها طباطبایی پیوند تشکیلاتی خود را با نهضت آزادی قطع کرد اما دوستی‏اش کمرنگ نشده و گعده‌های دوستانه به ‏راه بود. 

رفراندوم را هرچه سریع‌تر برگزار کنید

وقتی مهدی بازرگان نخست‌وزیر دولت موقت شد، با هماهنگی امام (ره) و به جهت رفاقت دیرینه‌اش با مرحوم مهدی بازرگان، طباطبایی به وزارت کشور رفته و نخستین معاون سیاسی - اجتماعی وزارت کشور شد. ٣٦ساله بود که مسوولیت رفراندوم تاریخی «جمهوری‌اسلامی؛ آری یا نه» را در ١٢فروردین٥٨ برعهده گرفت و برگزار کرد. او پیش از برگزاری این رفراندوم تاریخی به‌همراه چندنفر از دست‌اندرکاران ستاد مرکزی رفراندوم حضور امام (ره) رسیدند تا از مشورت‌های امام (ره) بهره بگیرند. «به قم رفتم و اوضاع نامساعد را که منظور وزیر کشور-دکترصدر حاج سیدجوادی- بود برای ایشان شرح دادم و ضمنا گفتم آقا، حالا که دنیا، شما و رهبری شما و این انقلاب به این عظمت را پذیرفته و به رسمیت شناخته‏ است چه نیازی به رفراندوم داریم؟ من مطمئن هستم که اگر شما «جمهوری‌اسلامی» را به‌عنوان نظام سیاسی کشور اعلام کنید، هم مردم ما و هم مردم دنیا آن را خواهند پذیرفت. ایشان در جواب گفتند شما الان نمی‏فهمید. ٥٠سال دیگر خواهند گفت با سوءاستفاده از احساسات مردم، نظام موردنظر خود را بر مردم تحمیل کردند. نه، حتما باید رای‏گیری شود و دقیقا تعداد موافق و مخالف معین شود.» تقریبا اواسط اسفندماه٥٧ بود که از قم با تلفن دکترصدر حاج سیدجوادی به‌همراه دکترحسن حبیبی به دیدن ایشان می‌روند و معاونت سیاسی- اجتماعی به طباطبایی و معاونت اداری- عمرانی به دکترحبیبی واگذار می‌شود و هردو در همان روز کار خود را شروع می‌کنند. بعد از سه، چهارروز به سبک انجمن اسلامی، ستاد برگزاری رفراندوم را در وزارت کشور تشکیل داده و از طریق حاج احمدآقا با روحانیون سرشناس مراکز تماس می‏گیرند تا در همه استان‌ها هماهنگی ایجاد شود و آیین‌نامه اجرایی رفراندوم تدوین و به دولت و به شورای انقلاب برای تصویب فرستاده می‌شود. 

تدوین پیش‌‏نویس قانون‌اساسی

صادق طباطبایی با لحن طنز می‏نویسد «روزی با دکترحسن حبیبی در یکی از قهوه‏‌خانه‌های پاریس نشسته بودیم. من به او گفتم «شیخنا»، مثل اینکه رفته‌رفته قضیه جدی می‌شود، بوی الرحمن شاه بلند شده است و به‌زودی باید حلوایش را بپزیم! خب برای اداره کشور باید یک بحث جدی بشود و تدارکاتی باید فراهم کنیم، یک مرتبه غافلگیر نشویم. آقای حبیبی گفت مهم‌ترین چیزی که امام باید در فکرش باشد قانون‌اساسی حکومت آینده است.» طباطبایی و حبیبی با هم قرار می‎گذارند که با امام در این رابطه صحبت کنند. در وقتی دیگر، بعد از نماز مغرب و عشا، با امام در رابطه با این موضوع صحبت کرده و امام به حبیبی می‎گویند که «شما یک فکری بکنید. با دانش و اطلاعات حقوقی و نیز آگاهی که از قوانین کشورهای آزاد دارید، خودتان مطالبی که فکر می‌کنید، لازم است را تنظیم کنید. آقای سلطانی هم هستند، اگر احتیاج به آرای فقهی دارید از ایشان استفاده کنید.» بعد دکترحبیبی پیش‌نویس قانون‌اساسی را آماده می‌کند و قبل از دادن این متن به امام، دکتر حبیبی به طباطبایی می‎گوید که من در رابطه با حقوق ملت در اسلام چیزی ندیدم. تصمیم می‌گیرند با پدر طباطبایی-آیت‌‏الله سلطانی- در این زمینه مشورت کنند. آیت‌‏الله سلطانی می‏‌گوید که شما وارد نیستید و در اسلام «حقوق الناس» یا همان حقوق ملت‌ها را داریم، با استفاده از این رهنمود، این موارد نیز اضافه می‌شود و این پیش‌نویس به امام داده می‌شود. بعد از آماده‌شدن این پیش‏نویس در سه نسخه تهیه می‌شود.  بعد از آن یک پیش‌نویس دومی بعد از رفراندوم جمهوری‌اسلامی- فروردین ١٣٥٨- یعنی زمانی که امام به قم عزیمت کردند، نوشته می‌شود. دکترطباطبایی می‏‌نویسد: «چندروز قبل از برگزاری رای‏گیری در سفر به قم به احمدآقا گفتم مردم اطلاعات زیادی از قانون‌اساسی ندارند، به‌خصوص مطالب زیادی این طرف و آن طرف نقل می‌شود... قرار شد در سه‏، چهار برنامه زنده پیش‎نویس اولیه را برای مردم تشریح کنیم. حضور امام رسیدیم و این موضوع را مطرح کردیم، ایشان گفتند خیلی خوب است و توصیه کردند که با شورای انقلاب هماهنگ بشود. یک تذکر هم دادند که در بحث تلویزیونی عنوان کنید که جمهوری‌اسلامی با حکومت اسلامی فرق دارد.» بعدا طباطبایی ادامه می‌دهد «احمدآقا از قم با شورای انقلاب تماس گرفت. فردا صبح من به منزل دکتر شیبانی رفتم، جلسه تمام شده بود ولی چندنفری هنوز نشسته بودند؛ از جمله آقایان مهدوی‏کنی، خامنه‏ای، موسوی اردبیلی و دکترشیبانی.  

موضوع بحث و موافقت امام را مطرح کردم. از پیش‌نویس قانون‌اساسی که دست من بود نسخه‏ای هم به شورای انقلاب داده شده بود. آقای حبیبی به پیشنهاد امام دکترکاتوزیان و دکترمیناچی را جمع کرده بود تا با هماهنگی دولت و شورای انقلاب به بررسی مجدد پیش‏نویس پرداخته و مورد رسیدگی نهایی قرار دهند. وقتی این تعبیر را به کار بردم که می‌خواهیم قسمت‌هایی از قانون‌اساسی را به اطلاع مردم برسانیم، آیت‏الله مهدوی‏کنی رو کرد به حاضران و گفت: معلوم می‌شود که نسخه دیگری دست آقایان است که به ما نداده‏اند. من از این حالت نوعی دوگانگی را در دل ایشان نسبت به دولتمردان احساس کردم و خیلی رنجیده شدم. گفتم: خیر، این نسخه همان است که نمونه‏اش دست شماست، همان نسخه‏ای که امام هم تایید کردند و به آقایان مراجع، آقای گلپایگان، آقای نجفی و آقای منتظری دادیم و آنها هم نظراتشان را ‏داده‏اند.»

 خداحافظی طولانی

طباطبایی، نامزد ریاست‏جمهوری بود و پس از رای‌نیاوردن در انتخابات ریاست‌جمهوری، از فضای سیاسی ایران دور شد و دیگر کمتر کسی از او خبری داشت تا آنکه در گرماگرم جنگ ایران و عراق بار دیگر نام طباطبایی بر سر زبان‌ها افتاد. او در این مقطع در آلمان زندگی می‌کرد و چندبار به‌دلیل مشکلات ایران به درخواست دولت برای ایران اسلحه و ماسک‏های ضدشیمیایی تهیه کرده بود. ولی در یک مورد خرید سلاح، حرف و حدیث‌های بسیاری درباره تعداد سلاح‌ها منتشر شد که مایه ناراحتی و دلخوری صادق طباطبایی شد، که بعد از انتشار اسناد فوق‏محرمانه از این اتهام تبرئه شد. اما این اتفاق چنان کام او را تلخ کرده بود که تا سال‌ها- سال٨٨ - در این‌باره علاقه‏ای به سخن‌گفتن نداشت. سکوت طباطبایی طولانی بود و کمتر در فضای سیاسی دیده می‌شد. اگر حرفی هم می‌زد بیشتر درباره امام موسی‌صدر و امام‌خمینی و انقلاب بود. صادق طباطبایی در تمامی این سال‌ها سکوت کرد تا آنکه در سال٨٨ او تلویحا از محسن رضایی حمایت کرد و درنهایت دبیر مجمع‌تشخیص‌مصلحت‌نظام طی حکمی، عضو بیت امام را به‌عنوان رییس ستاد ایرانیان خارج از کشور و عضو شورای برنامه‌ریزی راهبردی خود منصوب کرد.  

کاری برای آینده

طباطبایی از عمر سیاسی خود ناگفته‌های زیادی داشت. او می‏گفت: «هنوز آنقدر مطلب و تحلیل نانوشته و پاسخ‏های ناشنیده به ابهامات و سوالات دیگران در ذهن دارم که حالا‏حالاها می‎شود گفت و نوشت.» خاطراتی که بخش‌هایی از آن را در کتاب خاطراتش و بخش‌هایی را در گفت‌وگو با روزنامه‌ها و مجلات بیان کرده است؛ کتابی که تابه‌حال سه‌جلد از آن منتشر شده و با بازتاب‌ها و اظهارنظرهای موافق و مخالف و گاه نقدهایی درباره محافظه‏کاری نویسنده روبه‌رو شده است. خودش درباره خاطراتش گفته‌ است: «انگیزه و محرک اصلی من در نگاشتن این خاطرات، مرحوم حاج‌احمد‌آقا بودند و امام هنوز در آن زمان زنده بودند. در گفت‌وگوهایی که با ایشان داشتم، می‌گفتم که درباره فلان موضوع به این صورت بوده و ما می‌دانیم و حاج‌احمدآقا می‌گفتند که خب شما این موضوع را اطلاع دارید و بروید بگویید. می‌گفتم همین‌طور که نمی‌شود گفت. ایشان می‌گفتند این خاطرات و مسایل را مکتوب کنید. بعضی از این مطالب را نوشتم و برخی را ننوشتم و برخی را هم که نوشتم به سرقت رفت!» برای همین در مقدمه کتاب می‏نویسد: «تا آنجایی که به‌خاطر دارم.» اما هنوز کسی نمی‌داند آیا «صادق طباطبایی» پیش از فوت، فرصت این را داشته که ابهامات را برطرف و دو جلد بعدی کتابش را آماده چاپ کند یا نه. 

برگ‏هایی مهم از خاطرات طباطبایی

او در مجموعه خاطرات خود می‏نویسد: «در سفری که سال١٣٤٨ به‌مدت یک‌هفته به نجف رفته بودم، اواسط طرح بحث ولایت‌فقیه از سوی امام بود. پس از بازگشت به آلمان سمیناری داشتیم در شهر هانوفر که یک سمینار ایدئولوژیک بود. در آن سمینار دکترحبیبی هم آمده بودند. ایشان پرسید که حال آقا چطور بودند؟ گفتم پا توی یک کفش کرده‏اند که الاوبلا حکومت اسلامی! شوخی هم با کسی ندارند»؛ نکته‏ای مهم که طباطبایی، به نقل کلیت آن بسنده کرده که اگر این کلی‏گویی نبود، پاسخی مهم به ابهام خیلی از پرسشگران بود. یا نقل می‌کند دکترشریعتی فوت کرده بود و ماجرای «مراسم غریبانه شریعتی» را نقل می‌کند که پیام‏های تسلیت زیادی به‌سوی امام ارسال شده بود. امام متن تلگرافی را آماده کردند و در اختیار من و دکتر یزدی گذاشتند که پیام‏ها پاسخ داده شود «از مجموع سخنان امام، من احساس می‌کردم ایشان نسبت به دکترشریعتی آن نظری که اکثر روحانیون غیرمبارز و رجعت‏گرا داشتند را نداشتند. برعکس یک‌عنایتی از طرف امام نسبت‌به دکترشریعتی احساس کردم. این همان موضعی است که شهیدبهشتی در مدرسه حقانی خطاب به طلاب و در پاسخ به اظهارات آقای مصباح‏یزدی بیان کرده بودند. این کلمه «فقد» {در متن تلگراف} برای ما کافی بود تا علیه آن گروه موسوم به «ولایتی‌ها» که علیه شریعتی جنجال راه می‏انداختند، موضع‏گیری کنیم.»


به نقل از تابناک
برچسب‌ها: نقش‌های صادق طباطبایی در تحولات انقلاب
+ نوشته شده در  پنجشنبه ۷ اسفند۱۳۹۳ساعت   توسط مدیر  | 

کلیپ‌هایی که آینده سوژه‌هایشان را تهدید می‌کنند

ابتکار در گزارشی نوشت:

خبر آمد، خبری در راه است. خبرهایی که تلخ بودند، زمانی که همان ها شیرین های دیروزمان را رقم زدند. خبر ترک تحصیل یکی از کودکان ساده روستایی دیروز که به خاطر پخش شدن فیلمش، مجبور به ترک تحصیل شده بود. خبر و مصاحبه مفصل با وی منتشر شد. اما مقصد و منظور ما نه پرداختن به وی است و نه حکایت زندگی اش که همه به خوبی می‌خوانیم و می‌دانیم. فیلم ها به دست مان می‌رسد، به آنها دامن می‌زنیم و شاخ و برگ می‌دهیم. عده ای بر این باور هستند که بد هم نیست، کمی بخندیم و دور هم باشیم اما عده ای دیگر می‌گویند که نه! از اصل و اساس این کار اشتباه است. اما... حکایت ماندنی است و تمامی ندارد. فیلم هایی که شاید روزی هم از ما منتشر شود و دست به دست در فضای مجازی بچرخد.

شاید برای شما هم اتفاق بیفتد

باز هم یادمان نرفته است. همین چند سال پیش بود که فیلم هنرمندی که در نقش دختری با ایمان و معتقد در سریال های ماه مبارک رمضان ظاهر شده بود، حتی در گوشه کوچه و خیابان هم فروخته می‌شد. با وقاحت تمام دست فروشان فیلم ها، آن را به عنوان داغ ترین سوژه روز به قیمتی ارزان می‌فروختند. ناگفته نماند که پول خوبی هم به جیب زدند. همان دختر مومن و معتقد با همان چند دقیقه فیلمی که از وی منتشر شد، به راحتی از چشم همه افتاد. تا جایی که مجبور به ترک کشور خود شد. سایه سنگینی که تا عمر دارد، بر سرش افکنده شده است. شاید برای شما هم اتفاق بیافتد.

فکرت را در لباسشویی بشور

فرنود اما از آن بچه های شیرین زبانی بود که در مقابل دوربین تلویزیون در برنامه خاله شادونه ظاهر شد. وقتی از او پرسیدند که چه کاری را خودت انجام می‌دهی، این کودک شیرین زبان واقعیت را در عالم کودکانه خود پاسخ داد. اما به این فکر نمی‌کرد که مجری برنامه آنقدر هول برش دارد که برای پوشاندن حرف حقیقت وی واکنش نشان دهد و در پاسخ کلمه ای را بگوید که اگر نمی‌گفت، بهتر بود. «وای ماشین لباسشویی را خودت روشن می‌کنی؟ نه، نه، کار خطرناکی است» و بعد در مصاحبه هایش عنوان کند که «بله. من بیننده را به شک انداختم و خیلی ها پیش خودشان گفتند که خب اشتباه شنیدیم اما آنها درست شنیده بودند. همواره ممکن است یک کودک جمله ای بگوید که بر خطرناک بودنش واقف نیست و ما باید توان جمع کردن قضیه را داشته باشیم.» تاکید می‌کنم: حرف های خطرناک! آیا واقعا صداقت یک کودک حرف خطرناک است؟ اما جالب این بود که همان صفحه فرنود راستگو این روزها، هزاران هزار لایک خورده و بازدیدکننده دارد. نظرات مختلفی هم در این زمینه رد و بدل می‌شود که در جای خود بسیار خواندنی است. همانند نظری که مادری منتشر کرده و گفته من هم بچه های همسن و سال فرنود دارم. به آنها یاد داده ام وقتی به دستشویی می‌روند، کار شخصی خود را خودشان انجام دهند و از اینکه این کار را در جمع عنوان کنند، بسیار خوشنود می‌شوم و در کنار این نظر، مخاطبان دیگری گفته اند: حال ماشین لباسشویی چطور است؟ یعنی سوژه شدن ماشین لباسشویی بسیار چشمگیرتر از سوژه فرنود بوده است.

مستر دوشواری

ویدئوها دست از سر ما برنمی دارند. هر روزه شاهد پخش ویدئوهای مختلف در گروه های سنی مختلف هستیم. پیر و جوان نمی‌شناسد. حکایت سوتی های رسانه ملی است که در قالب راش به آرشیو تحویل داده می‌شود. مصاحبه شوندگانی با لهجه های مختلف. همانند همان ویدئویی که بسیار سر و صدا به پا کرد. پیرمردی که با همان لباس ساده خانگی در گودالی ایستاد و گفت: ما اینجا هیچ مشکلی نداریم. ما دوشواری نداریم. صفحات مختلف ساختند. مستر دوشواری برای خودش سر و صدایی به پا کرد. وی را با شخصیت های معروف دیگر تلفیق کردند و از دوشواری آهنگ ها و جوک ها ساختند. در نهایت چه شد؟

مدرسه رفتن خوشحالی دارد؟

در آستانه بازگشایی مدارس بود. گزارشگر سراغ شاگرد دبستانی می‌رود. از وی می‌پرسد: چه حسی داری؟ و کودک در سادگی تمام پاسخ می‌دهد: هیچ حس خاصی ندارم. گزارشگر می‌پرسد: آیا خوشحال نیستی؟ می‌گوید: نه! چرا باید خوشحال باشم؟ وقتی که صبح ها مجبورم ساعت 6 از خواب بیدار شوم و به مدرسه بیایم، این خوشحالی دارد؟ خب پاسخ، پاسخی ساده و کودکانه است ولی حالا باید دید که این پاسخ صادقانه، گریبان این شاگرد را هم خواهد گرفت؟

حرف ها و باورها

دکتر افشین بهادری، دکترای روانشناسی بالینی در پاسخ به این سوال که سوتی های کودکانه چه تاثیری می‌تواند در بزرگسالی فرد داشته باشد، می‌گوید: اول از همه به کودک، احساس حقارت و عدم شایستگی می‌دهد. کودکان در سن 6 تا هفده یا هجده سالگی، حس خودپنداری پیدا می‌کنند. وی در ادامه می‌افزاید: سن کودکی و نوجوانی از مهم ترین سن برای شکل گیری شخصیت بزرگسالی انسان هاست. اگر این حس مثبت باشد، حس خودپنداری در فرد ایجاد می‌کند و شخص را به باور مثبت می‌رساند و بالعکس. به این نکته توجه داشته باشید که این صحبت ها به باور فرد تبدیل می‌شود. این روانشناس بالینی تاکید می‌کند: خانواده توجه داشته باشند؛ وقتی که به کودکی می‌گویند من مطمئنم تو هیچی نمی‌شوی و این حرف را بارها برایش تکرار می‌کنند، در واقع به او باور می‌دهند. باید به کودک باورهای مثبت را القاء کرد که نسبت به خود حس خوبی پیدا کند.

سکانس آخر...

پلان اول- تصویری از خانم بازیگر دیده نمی‌شود. وی سی دی منتسب به خود را دایم در دستگاه می‌گذارد و نگاه می‌کند. خاطرات تلخی که از طرف سوءاستفاده گران برای او ساخته شده است. پلان دوم- شاید کمی بعدتر، فرنود نسبت به به این کار خود حس خوبی نداشته باشد. از نگاه کردن به ماشین لباسشویی واهمه داشته باشد چرا که او را یاد یک روز کودکانه می‌اندازد که در میکروفون برنامه خاله شادونه حرفی کودکانه می‌زند. احتمالا باورش شده است که حرف هایش را همه به سخره می‌گیرند. هنوز آنقدر بزرگ نشده که ببینیم چه خواهد شد. پلان پایانی- پدربزرگ با ابهت قصه دوشواری ما، بارها فیلم خود را مرور می‌کند. برای حرف هایی که از روی صداقتش زده است.

مرور تمام لحظات شادی که برای ما رقم زده است. همه لحظاتی که با کلمه دوشواری برای خود خاطراتی ساختیم. مرورش کردیم و خندیدیم. اما چه خواهد شد؟حرف ها آنقدر عمق دارد که تاثیری چندین و چند برابر بر قلب و روح آدم می‌گذارد. این داستان پایانی ندارد به دلیل بروز وسایل نوظهور ارتباط جمعی و فرهنگ استفاده از آن که باید دید می‌توانیم به آن دست یابیم و سرنوشت پسرکی هول و پراسترس را با آن به دلخواه خود رقم نزنیم یا خیر؟!

به نقل از تابناک
برچسب‌ها: کلیپ‌هایی که آینده سوژه‌هایشان را تهدید می‌کنند
+ نوشته شده در  پنجشنبه ۷ اسفند۱۳۹۳ساعت   توسط مدیر  | 

سرعت بالای پیرشدن و مهاجرپذیری

تصور کنید هر کسی بتواند در هر نقطه‌ای از دنیا که می‌خواهد زندگی کند. با این حساب خیلی محتمل است کشورهایی که به دلیل شرایط‌شان کشورهای مهاجرپذیری هستند، پرجمعیت‌تر و کشورهایی که روند پیرشدن در آنها بالاست و در عین حال شرایط خوبی برای مهاجرپذیری ندارند، از جمعیت جوان و مولد بیش از پیش خالی بشوند.

به گزارش دنیای اقتصاد، کشورهای کانادا، بریتانیا، ایالات متحده آمریکا، اسپانیا، فرانسه، آلمان، ایتالیا، ژاپن، کره جنوبی، لهستان و اوکراین از جمله کشورهایی هستند که بیش از دیگر کشورهای دنیا روند پیر شدن جمعیت در آنها سریع است. برخی از کشورها به دلیل داشتن شرایط مناسب برای مهاجرپذیری و باقی ماندن جوانان، به لحاظ شاخص‌های پتانسیل خالص مهاجرت، پتانسیل خالص جذب مغزها و پتانسیل خالص مهاجرت جوانان، مثبت هستند. موسسه گالوپ این اطلاعات مهاجرت را از نزدیک به 520 هزار فرد بالغ در 145 کشور دنیا به دست آورده است. این اطلاعات بین سال‌های 2010 و 2012 به دست آمده است. موسسه گالوپ در این زمینه سه شاخص تعریف کرده است: شاخص پتانسیل خالص مهاجرت، شاخص پتانسیل خالص جذب مغزها و شاخص پتانسیل خالص مهاجرت جوانان. 

بهترین مقاصد مهاجرت با جمعیت سالخورده

بر‌اساس بررسی‌های موسسه گالوپ، کشورهای ایالات متحده آمریکا، بریتانیا، کانادا، فرانسه و آلمان در وضعیت مثبتی قرار دارند که نشان می‌دهد در این کشورها بیش از آنکه جوانان بخواهند کشور را ترک کنند، جمعیت جوان وارد می‌شود. در واقع جوانان بیشتر تمایل دارند به این کشورها مهاجرت کنند تا اینکه از آنها خارج شوند. 

براساس نتایج به دست آمده، کانادا برای جمعیت مهاجر تحصیل کرده به مراتب جذاب‌تر از ایالات متحده آمریکا است. این می‌تواند دست دولت کانادا را برای اینکه بیش از گذشته بر زبان و مهارت‌های شغلی تمرکز کند، باز بگذارد.  اما خلاف کشورهای گفته شده، ژاپن، کره‌جنوبی و لهستان جمعیت سالخورده‌ای دارند و در عین حال ورود جمعیت جوان به این کشورها نیز بسیار ناچیز است. بر این اساس شاخص پتانسیل خالص مهاجرت در این کشورها منفی است.  ژاپن در میان کشورهای جهان سریع‌ترین روند پیر شدن جمعیت را دارد. شاخص پتانسیل خالص مهاجرت در این کشور، منفی 10 است.


به نقل از تابناک
برچسب‌ها: سرعت بالای پیرشدن و مهاجرپذیری
+ نوشته شده در  پنجشنبه ۷ اسفند۱۳۹۳ساعت   توسط مدیر  | 

بازپس‌گیری ۷۰ روستا در عراق و هلاکت داعشی‌ها

گزارش ها از کشته شدن بیش از 130 تروریست داعشی از جمله 4 تن از فرماندهان ارشد این گروه درعراق و سوریه حکایت دارد؛ 70 روستا را نیز مبارزان کرد در شمال سوریه ازدست تروریست ها پس گرفته اند و اخبار واصله حاکی ازموضع گرفتن داعشی ها در اطراف موصل برای حفظ سیطره خود بر آن شهر است.

پایگاه خبری الیوم السابع مصر روز پنجشنبه به نقل از منابع امنیتی عراقی از کشته شدن ابومسلم الشیشانی، ابومسلم الترکمانی، ابومجاهد الروسی و ابوعبیده العزاوی از فرماندهان و سران ارشد گروه تروریستی داعش در عراق خبر داده است.

خبرگزاری آلمان نیز روز چهارشنبه از آزادسازی 10 روستا در منطقه حدفاصل سنجار و مرزهای سوریه به دست پیشمرگ های کرد طی دو روز گذشته خبر داده بود.

همچنین مسیر ارتباطی تروریست های داعش از سوریه به سنجار ایزدی نشین قطع شده است. اما خبری که بامداد امروز پنجشنبه بر خروجی اسکای نیوز عربی قرار گرفت حاکی از آزاد سازی 70 روستا در استان الحسکه واقع در شمال شرقی سوریه از سیطره گروه تروریستی داعش به دست مبارزان کرد ضد داعش است.

منابع کرد به این شبکه خبری گفته اند که بیش از 130 عضو داعش در این عملیات کوبنده و کم سابقه به هلاکت رسیده اند.

این عملیات ها در حالی شدت گرفته است که یک روز پیشتر، داعشی ها 150 آشوری مسیحی را در شمال شرق سوریه ربودند و همزمان 4 نفر از اعضای پارلمان فرانسه با بشار اسد رییس جمهور سوریه دیدار کردند. همچنین برای اولین بار ناو فرانسوی شارل دوگل ماموریت خود را با به پرواز درآوردن جنگنده های رافال و کوبیدن مواضع تروریست های داعش آغاز کرد.

همزمان، در اظهاری کم سابقه، جان کری وزیر خارجه آمریکا روز چهارشنبه تصریح کرد که ایران و آمریکا در واقع درباره مقابله با گروه تروریستی داعش مصلحت مشترکی دارند حتی اگر با یکدیگر از حیث نظامی علیه این سازمان هماهنگ نباشند.

به گزارش ایرنا به نقل از رادیو آمریکایی الحره، جان کری تصریح کرد: بین ما و ایرانی ها اگر همکاری نباشد دستکم مصلحتی مشترک در این باره (مبارزه با داعش) هست.

از عراق نیز خبر می رسد که گروه تروریستی داعش در مرکز خلافت ادعایی خود در موصل به وضعیت تدافعی درآمده است.

با انتشار اخباری درباره آمادگی ها برای بازپس گیری موصل نیروهای داعش در اطراف این شهر به وضعیت دفاعی در آمده اند و عملیات حفر خندق با عمق و عرض یک ونیم متر در اطراف این شهر تسریع شده است.


به نقل از تابناک
برچسب‌ها: بازپس‌گیری ۷۰ روستا در عراق و هلاکت داعشی‌ها
+ نوشته شده در  پنجشنبه ۷ اسفند۱۳۹۳ساعت   توسط مدیر  | 

صهیونیست‌ها به حضرت مسیح (ع) توهین کردند

اعضای یک باند صهیونیستی ضمن نوشتن الفاظ توهین‌آمیز به حضرت عیسی (ع) بر روی دیوارهای یک کلیسا در قدس، آن را به آتش کشیدند.

به گزارش فارس، صبح امروز (پنجشنبه) یک باند صهیونیست‌های افراطی موسوم به «پرداخت تاوان» کلیسای «نورمتسیون» در قدس اشغالی را آتش زند.

بنا به گزارش خبرگزاری فلسطینی «وفا» فلسطین، صهیونیست‌ها علاوه بر آتش زدن کلیسا شعارهایی علیه مسیحیت و حضرت عیسی -علیه‌السلام- بر روی دیوارهای کلیسا نوشتند.

گروه یاد شده به صورت گسترده دست به تعرض علیه مقدسات اسلامی و مسیحی در قدس اشغالی و کرانه باختری می‌زند.

شهرک‌نشینان صهیونیست همچنین دیروز نیز یک مسجد در بیت‌‌لحم در کرانه باختری را آتش زدند.


به نقل از تابناک
برچسب‌ها: صهیونیست‌ها به حضرت مسیح, ع, توهین کردند
+ نوشته شده در  پنجشنبه ۷ اسفند۱۳۹۳ساعت   توسط مدیر  | 

امام فرمودند کار‌ مردم را به دست‌کارمند ندهید

«آقای احمدی‌نژاد دو سال کارمند ما در بنیاد مستضعفان بود. ایشان در هیات‌مدیره شرکت آتی‌ساز بود.وی را به همراه آقای‌هاشمی‌ثمره و آقایی به‌نام حسامی، بنده به توصیه آقای باهنر به آقای علیزاده معاون خودم معرفی کردم. ایشان بعد از استانداری اردبیل عضو هیات‌مدیره آتی‌ساز شد. بعد از چند وقت آقای علیزاده گفت که به کار ما نمی‌خورد، ردش کردم». اینها بخشی از اظهارات رفیقدوست عضو ارشد حزب موتلفه در گفت‌وگو با ماهنامه 42 است.
 
به گزارش آرمان، رفیقدوست، مانند دیگر هم‌نسلان خود در موتلفه، ازجمله افرادی به‌شمار می‌رود که از اولین روزهای انقلاب اسلامی در بطن حوادث انقلاب حاضر بوده است و همین مساله سبب شده تا او شاهد بسیاری از اتفاقات و تصمیم‌گیری‌های انقلاب از نزدیک باشد. با این حال رفیقدوست مدعی است اولین فردی بوده که به خاطر همین شناخت قبلی در موتلفه از احمدی‌نژاد انتقاد کرده است «سهام عدالت، هدفمندی یارانه‌ها، مسکن مهر، وام‌های زودبازده و هرکار دیگری که کردند برای اقتصاد ایران فلج کننده بود. یکی از کارمندان خود بنده در بنیاد 10 هزار واحد مسکونی در یکی از شهرستان‌ها ساخته است، می‌گفت این پروژه برای من خیلی خوب است. گفت اینهایی که داریم می‌سازیم اولین مسکن‌هایی هستند که در 4 سال آینده جز بافت فرسوده شهر می‌شوند چراکه کیفیت ندارند. 40هزار میلیارد تومان از خزانه برداشتند، 10درصد تورم را بالا بردند و مشتی خانه بی‌کیفیت ساختند. من روز سوم تیرانتخاب آقای احمدی‌نژاد در سال 84، خدا رحمت کند مرحوم عسگراولادی و مرحوم ابوالفضل حیدری را، گفتم این آقا سادات ایران است. همه گفتند این سید نیست. گفتم نه، .... همه به من حمله کردند».

رفیقدوست خود معتقد است که وی در زمان دولت سابق نیز به دولت احمدی‌نژاد انتقاد کرده است. «من همواره انتقادات زیادی در آن زمان مطرح کردم و این انتقادات را به رهبری هم منتقل می‌کردم. در آن دوره نمی‌توانستیم بگوییم باید دولت برکنار شود، مردم باید در انتخابات دولت را انتخاب کنند. من مسکن مهر را زیر سوال بردم و همچنین با مدرک و سند، اجرای هدفمندی یارانه‌ها و پرداخت سهام عدالت به مردم را در زمان اجرا زیر سوال بردم؛ این درحالی است که در این مدت کمتر هم‌صدا پیدا کردم. رهبری واقعاً نظام را حفظ می‌کند. ایشان مسئولیتی فراتر از نظارت و انتقاد به دولت دارند. 

   اصولگرایان منتقد احمدی‌نژاد

بعد از روی کارآمدن دولت یازدهم، هر چند فضا برای اظهار نظرهای سیاسی اصلاح‌طلبان بیش از گذشته فراهم شد اما به نظر می‌رسید اعضای یک حزب اصولگرا نیز توانستند در فضای جدید از گفتمان خود که در هشت سال دولت احمدی‌نژاد به محاق رفته بود دفاع کنند. هر چند اعضای این حزب در این سال‌ها همواره انتقادات تلویحی خود را از احمدی‌نژاد نشان داده بودند چنانچه بعضی مواضع برادران عسگراولادی در مباحث سیاسی و اقتصادی بازتاب فراوانی در رسانه‌های مختلف پیدا کرد.  

  حمایت از گفتار درمانی روحانی

صحبت‌های رفیقدوست با ماهنامه 42 نکات خواندنی دیگری هم دارد. در قسمتی از این مصاحبه رفیقدوست روش دولت روحانی را تا اینجای کار «گفتاردرمانی» تعریف کرده است: «ما فعلا چیزی نمی‌بینیم. ما امیدواریم که اوضاع بهتر شود اما مشکلی که من به‌عنوان یک آدم تجربی در همه دولت‌های بعد از انقلاب می‌بینم، این است که دوران گذشته را زیر سوال می‌برند. البته من بین آدم‌های انقلابی بیشترین انتقاد را به دولت احمدی‌نژاد داشتم. اما برخورد دولت‌ها با مشکل اصلی جامعه همواره یک نوع بوده است. رفیقدوست درباره غیبت بخش خصوصی در سیاست کلان ایران نیز می‌گوید: «هرکسی که رئیس‌جمهور می‌شود باید اقتصاد را رها کند. من موضوعی را از قول امام(ره) صدها بار تکرار کردم و از تکرارش هم ناراحت نیستم.

بنده سال 62 تازه به دولت رفته بودم که به همین علت خدمت امام رسیدم. صحبت ملتی دولتی بود. من عرض کردم که آقا در دولت بحثی است، من اعلام رای نکردم، آمدم سوال کنم کشاورزی، صنعت و تجارت دست چه کسی باشد؟ دولت یا مردم؟ امام(ره) مسکن را هم به کشاورزی، صنعت و تجارت اضافه کردند و گفتند همگی را به دست مردم بدهید. من عرض کردم که آقا، دولت گندم را با 90درصد سوبسید به دست مردم می‌دهد. این را به مردم بدهیم؟ فرمودند اگر فساد ندارد بدهید. من پیوسته سوال کردم، امام یک جمله گفتند. گفتند کار مردم را دست کارمند ندهید. الان بخش خصوصی گیر دولت است. دامپرور ما باید از 17 جا مجوز بگیرد. مسئول ما برگشته به او گفته مگر بیکاری؟ از خارج می‌آوریم. دولت باید موانع فعالیت‌های اقتصادی را بردارد. دولت تنها باید هدایت‌گر، برنامه‌ریز، کنترل‌کننده، مالیات‌گیرنده و ناظر باشد. اگر دولت بگذارد مردم خودشان آنچه را نیاز دارند تولید کنند مشکلی نداریم. تحریم یعنی چه؟ هر چقدر نفت ارزان شود، کمتر از چین و تایوان اجناس بی‌کیفیت وارد می‌کنیم. در این حالت مجبور می‌شوند که امکان تولید را برای مردم راحت‌تر کنند. از ابتدای دارسی تا سال 84، 594 میلیارد دلار و در هشت سال دولت احمدی‌نژاد 700 میلیارد دلار ارز به دست آوردیم. این 700 میلیارد دلار چه شد؟»

   موتلفه حامی دولت

با وجود این اظهارنظرها اما نمی‌توان از حمایت بسیاری از اعضای موتلفه از رئیس‌جمهور سابق چشم‌پوشی کرد. با وجود انتقاد آشکار و پنهان اعضای موتلفه از احمدی‌نژاد درنهایت این حزب با بیانیه‌ای جانانه از کاندیداتوری او در انتخابات سال 88 حمایت کرد. در بیانیه موتلفه که اردیبهشت سال 88 و درحمایت از کاندیداتوری احمدی‌نژاد منتشر شده آمده است «‌حزب موتلفه اسلامی از مدت‌ها پیش بررسی کارنامه دولت نهم را در دستور کار خویش قرار داده بود. با بررسی‌های دقیق به این نتیجه رسید که عملکرد دولت درمجموع مثبت و قابل دفاع است و فصلی از کارآمدی اصولگرایان را در قوه مجریه به تصویر می‌نماید و در نشستی با حضور اعضا و مسئولان استان‌ها به اتفاق آرا رای به حمایت از دکتر محمود احمدی‌نژاد در دهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری داد. 

موتلفه اسلامی دیدگاه‌های خود را برای اداره مطلوب‌تر کشور به منتخب ملت در انتخابات دهم تقدیم خواهد کرد زیرا جدا معتقد است که دهه پیشرفت و عدالت نیازمند به تغییرات جدی در برخی مدیریت‌ها و برنامه‌ها و سیاستگذاری‌هاست که ان‌شاءا... رئیس‌جمهور شجاع و پرکار که نامزد حزب موتلفه اسلامی است آن تغییرات را با مشورت همه صاحبنظران دلسوز انجام خواهد داد». این بیانیه درحالی بود که در سال 84 موتلفه از علی لاریجانی حمایت کرده بود اما در همان هنگام و در صحبت‌های در گوشی مطرح می‌شد که پیران موتلفه دل در گرو ‌هاشمی دارند و جوانان جویای نام به دنبال قالیبافند. همین است که هیچ‌گاه پیران موتلفه‌ای در دولت احمدی‌نژاد مورد نظر نبودند. عبدالرضا مصری تنها سهم موتلفه از دولت نهم بود که او نیز بعد از مدتی از وزارت رفاه کنار رفت. شاید امروز پیران موتلفه می‌خواهند صریح‌تر از گذشته نقش خود را در سیاست ایران تبیین کنند. آنها سابقون انقلابند.


به نقل از تابناک
برچسب‌ها: امام فرمودند کار‌ مردم را به دست‌کارمند ندهید
+ نوشته شده در  پنجشنبه ۷ اسفند۱۳۹۳ساعت   توسط مدیر  | 

انفجار نسبتاً شدید در نزدیکی سفارت ایران در کابل

یک پایگاه خبری ـ تحلیلی در افغانستان مدعی انفجار نسبتاً شدید در نزدیکی سفارت ایران در کابل شده است.

به گزارش فارس، یک خبرگزاری در افغانستان مدعی انفجار نسبتاً شدید در نزدیکی سفارت ایران در کابل شده است. خبرگزاری «خامه پرس» مدعی شد یک انفجار شدید ساعات اولیه بامداد پنجشنبه شهر کابل را لرزاند. گزارش های اولیه حاکی از آن هستند که این انفجار در نزدیکی سفارت ایران صورت گرفته است.

این گزارش می افزاید نوع انفجار هنوز مشخص نیست و گزارشی از تلفات احتمالی آن هم دریافت نشده است.

به نقل از تابناک
برچسب‌ها: انفجار نسبتاً شدید در نزدیکی سفارت ایران در کابل
+ نوشته شده در  پنجشنبه ۷ اسفند۱۳۹۳ساعت   توسط مدیر  | 

روانچی: در مذاکرات پیشرفت قابل‌توجهی داشتیم

معاون اروپا و آمریکای وزارت امور خارجه کشورمان در دیدار وزیر امور خارجه دانمارک، به آخرین تحولات مذاکرات هسته ای ایران اشاره کرد و گفت: در دور اخیر مذاکرات ژنو، پیشرفت قابل توجهی به دست آمد که امیدواریم در مذاکرات هفته آینده بتوانیم قدم های مثبت بیشتری برداریم.

به گزارش ایرنا از اداره کل دیپلماسی رسانه ای وزارت امورخارجه، مجید تخت روانچی که به دعوت کیم یورگنسن معاون وزیر امور خارجه دانمارک و بمنظور انجام رایزنی های دوجانبه و منطقه و مذاکره پیرامون راه های گسترش روابط به دانمارک سفر کرده است، با مارتین لیده گارد وزیر امور خارجه این کشور نیز دیدار کرد.

معاون اروپا و آمریکای وزارت امور خارجه کشورمان تاکید کرد که برخی اعضای گروه 1+5، تحریم های ظالمانه را به عنوان یک اهرم قلمداد کرده و مایل نیستند که از آن دست بکشند در حالیکه این تحریم ها می باید بدون قید و شرط برداشته شود.

تخت روانچی در ادامه این دیدار، ضمن مثبت و رضایت بخش خواندن روند رو به رشد همکاری ها، به ظرفیت های فراوان دو کشور در زمینه های مختلف اشاره کرد و گفت: دو کشور باید با مغتنم شمردن فرصت ها، در راستای نهادینه کردن روابط تلاش مشترک داشته باشند.

معاون اروپا و آمریکای وزارت امور خارجه با تشریح دیدگاه کشورمان در خصوص بحران در سوریه و منطقه، بر راه حل سیاسی به عنوان تنها راه برون رفت از این بحران تاکید کرد و آمادگی جمهوری اسلامی ایران جهت ایفای نقش فعال و سازنده در جهت حصول یک راه حل سیاسی منطبق با خواست و اراده مردم سوریه را مورد توجه قرار داد.

تخت روانچی با محکوم کردن اقدامان تروریستی در همه اشکال آن که از سوی گروه های تروریستی در منطقه و دیگر کشورهای جهان از جمله دانمارک صورت می گیرد، تاکید کرد: امروز تروریسم یک تهدید جدی علیه جامعه جهانی است که ضرورت همکاری بین المللی برای مقابله با آن را ایجاد می کند.

وزیر خارجه دانمارک نیز در این ملاقات ضمن ابراز رضایت و خرسندی از دیدار موفقیت آمیز اخیر خود از ایران اظهار داشت: خوشحالم می شویم جناب آقای ظریف در اولین فرصت از دانمارک دیدار داشته باشند.

لیده گارد به همکاری های خوب دو کشور در گذشته اشاره کرد و افزود: دو کشور از ظرفیت های جدید و متنوعی برای توسعه روابط برخوردارند.

وی ضمن تاکید بر نقش موثر و سازنده ایران در برقراری و حفظ صلح و ثبات در منطقه گفت: دانمارک از حل سیاسی مسالمت آمیز بحران سوریه با حضور تمام بازیگران موثر و ایجاد یک فرایند سیاسی فراگیر با مشارکت تمام طرف های سوری حمایت می کند.

به نقل از تابناک
برچسب‌ها: روانچی, در مذاکرات پیشرفت قابل‌توجهی داشتیم
+ نوشته شده در  پنجشنبه ۷ اسفند۱۳۹۳ساعت   توسط مدیر  | 

مطالب قدیمی‌تر